السيد الخميني
600
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
( خ ل : بِالتَّخاطيطِ ) فَإِنْ رَأَيْتَ ، جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ ، أَنْ تَكْتُبَ إِلَيَّ بِالْمَذْهَبِ الصَّحِيحِ فِى التَّوْحِيدِ . فَكَتَبَ إِلَيَّ : « سألت - رحمك الله - عن التوحيد و ما ذهب إليه من قبلك . فتعالى الله الذي ليس كمثله شيء ، وهو السميع البصير ؛ تعالى عما و صفه الواصفون المشبهون الله بخلقه المفترون على الله . فاعلم ، رحمك الله ، أن المذهب الصحيح في التوحيد ما نزل به القرآن من صفات الله تعالى . فانف عن الله البطلان و التشبيه ؛ فلا نفي و لا تشبيه هو الله الثابت الموجود . تعالى عما يصفه الواصفون . ولا تعدوا القرآن فتضلوا بعد البيان . ( خ ل : التبيان ) » « 1 » . « عبدالرحيم گويد : نوشتم به حضرت صادق - سلام اللَّه عليه - توسط عبدالملك كه طايفهاى در عراقاند كه " حق تعالى را توصيف كنند به صورت و تخطيط . ( يعنى عروق و رگ و پى ، يا شكل و هيئت ) پس اگر صلاح مىدانيد ، فداى شما شوم ، مذهب صحيح را در توحيد مرقوم فرماييد " . پس مرقوم فرمود : " خدا تو را رحمت كند ، از توحيد سؤال كردى و آنچه را در آن اختيار كردند اشخاصى كه پيش تو هستند . ( يعنى اهل عراق ) بزرگ است خدايى كه نيست مثل او چيزى و او شنوا و بيناست ؛ بزرگتر است از آنچه توصيف نمودند توصيف كنندگانى كه تشبيه نمايند خداوند را به مخلوقش ، - آنهايى كه افترا و دروغ بندند به خداوند . پس بدان ، خداوند تو را رحمت كند ، كه مذهب صحيح در توحيد آن است كه قرآن به آن نازل شده از صفات خداى تعالى . پس نفى كن از خداوند بطلان و تشبيه را : نه نفى صفات كن كه آن بطلان است ؛ و نه صفات شبيههء به خلق ثابت كن براى او كه آن تشبيه است . اوست اللَّه و ثابت و موجود ؛ بزرگتر است از آنچه توصيف نمودند وصف كنندگان . از قرآن تجاوز نكنيد پس به ضلالت و گمراهى بيفتيد بعد از بيان و تعليم الهى " » . از تأمل در اين حديث شريف و تدبر درست در صدر و ذيلش معلوم شود كه مقصود از نفى توصيف حق ، تفكر نكردن در صفات و توصيف ننمودن حق مطلقاً ،
--> ( 1 ) - الكافي ، ج 1 ، ص 100 ، « كتاب التوحيد » ، « باب النهي عن الصفة به غير ما وصف به نفسه تعالى » ، حديث 1 .